ابو القاسم سلطانى

155

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 434 بلادر ( نوع دوم مخزن الادويه يا نوع كبير ) Anacardium occidentale L در كتاب مخزن الادويه ( تاليف 1185 هجرى قمرى ) آمده است كه بلادر دو نوع مىباشد يكى صغير . . . و ديگرى كبير . با توجه به مرفولوژى درختان شرح داده شده و موطن اصلى آنها نوع صغير Semecarpus anacardium L و نوع كبير Anacardium occidentale L مىباشد . در كتاب تحفه حكيم مومن ( تاليف 1041 هجرى قمرى ) و كتب نوشته‌شده قبل از آن فقط از يك نوع بلادر نام برده شده كه صاحب مخزن آن را بلادر صغير نام نهاده است و بومى هندوستان مىباشد ولى شناخت بلادر كبير در ايران در فاصله زمانى بين سالهاى 1041 تا 1185 هجرى قمرى مىباشد . بلادر يا بلادر كبير درختى است داراى برگ‌هاى بيضوى گل‌هاى مجتمع به صورت پانيكول كه از مكزيك و برزيل كه موطن اصلى آن است به هندوستان راه يافته و در آنجا پرورش داده شده است . به همين جهت در كتب نوشته‌شده قبل از مخزن نام آن نيامده است . دم گل در اين درخت تغيير شكل پيدا كرده و به صورت حجيم و گلابىشكل و گوشت‌دار آمده است در ابتدا سبز و پس از رسيدن زرد و قهوه‌اىرنگ مىشود و شيرين و خوشمزه مىباشد و اهالى محل آن را مىخورند . ميوه كه به شكل باقلاى درشت به درازاى 4 تا 5 سانتيمتر و به پهناى 3 تا 3 / 5 سانتيمتر است از قاعده به دم گل متصل و داراى پوست سفت‌وسخت و ميان‌برى است كه حاوى شيرابه‌اى سوزاننده و تاول‌آور است بدون آنكه ايجاد درد نمايد اين شيرابه را دهن يا روغن يا عسل بلادر مىنامند . در داخل ميوه مغزى قرار دارد كه مانند بادام مىباشد و آن را بادام هندى مىنامند . در كليه اعضاى گياه Anacardic در روغن‌دانه و عسل بلادر كاردل Cardol ، آناكاردئين Anacardein و در عسل بلادر علاوه بر مواد فوق كاجيدين Kajidin يا Ellagic acid ، سيتوسترول ، پالميك اسيد ، استه آريك اسيد ، لينولئيك اسيد ، ليگنوسريك اسيد ، ماده رنگى وتانن وجود دارد . بنا بر مندرجات كتاب مخزن الادويه بلادر كبير كه در بنگاله و هند مشهور به بادام فرنگى است عسل آن كمتر از نوع اول [ صغير ] مغز اين شيرين‌تر و خوراكى و عسل اين [ بلادر كبير ] غير مستعمل است . شخص بلادر خورده دچار سوزش اندامهاى داخلى ، جراحات و التهاب جلد و جوشش زبان و حلق مىشود . براى درمان به بيمار كره ، روغنهاى حيوانى تازه ، روغن كنجد تازه مىخورانند و مكرر بدن او را با اين روغن مالش مىدهند و به عنوان پادزهر به او جدوار مىخورانند تا سوزش او تسكين يابد در بينى بيمار روغن بنفشه بادام مىچكانند همچنين اسپرزه با گلاب ، آب انار ، خوراكيهاى سرد و مرطوب مىدهند و قرحه‌هاى ايجادشده در پوست را با مخلوطى از موم سفيد و روغن گل التيام مىدهند . براى خوردن مغز ، ميوه را به‌طور كامل در آتش مىاندازند تا پوست و عسل آن سوخته گردد بدون آنكه مغز آن بسوزد .